الشيخ عباس القمي

532

الفوائد الرضوية في أحوال علماء المذهب الجعفرية ( فارسى )

به اين شده قال : و صاحب الرياض سيّد الأجل * محقّق عن خاله الأقا نقل قد عاش سبعين بعلم و عمل * مقبضه « مؤلّف الرياض حل » . بالجمله : گويند عادت آن جناب بر آن بود كه شب‌هاى جمعه را تا به صبح احيا و به عبادت حق تعالى اشتغال مىداشته ، و در جدل و مباحثه و مناظره يد طولايى داشته به حدى كه كسى بر او فايق نمىآمده . و در روضات است كه : در سنهء 1216 روز غدير طايفهء وهّابيه در كربلا ريختند و كردند آنچه كردند از جمله عزم كردند در قتل آسيد على و عيال او و نهب اموال او ، و سيد عيالات خويش را به جاى ديگر كه مأمون بود فرستاد و خودش ماند با يك طفل شيرخوار كه آن ملعون‌ها در خانهء او ريختند سيد بچه را دربر گرفت و در يكى از بالاخانه‌ها كه محل هيزم بود - در زير سبدى پنهان شد و آن طفل را به سينه چسبانيد متوكلا على اللّه تا چه شود . آن ملعون‌ها تمام خانه را كاوش كردند سيد را نديدند ، آن‌گاه آمدند در همان بالاخانه سيد را نديدند و به خيال اين‌كه مبادا سيد زير هيزم‌ها پنهان شده باشد يك‌يك هيزم‌ها را برمىداشتند و روى سبد مىگذاشتند تا تمام هيزم‌ها را برداشتند و ديگر زير سبد را نديدند مأيوس بيرون شدند و حق تعالى ايشان را كور كرد كه سيد را نيافتند و هم آن بچه را ساكت كرد كه گريه نكرد و الّا آن جناب را مىيافتند و با آن طفل شهيد مىكردند . پس آن اشقيا بعد از آن‌كه كشتند مردم را و نهب كردند اموال مؤمنين را در صدد هتك احترام بقعهء مطهّرهء حسينى عليه السّلام شدند پس با اسبان داخل در صحن مطهّر شدند و در بقعهء مباركه داخل شدند و آنچه از اشياى نفيسه بود در حرم منوّر برداشتند ، بل قلعوا ضريحه الشريف ، و كسروا صندوقه المنيف ، و وضعوا هاون القهوة فوق رأس الحضرة المقدسة على وجه التخفيف ، و دقوها و طبخوها و شربوها إلى آخر ما قال « 1 » . قلت : و لسيدنا أبي عبد اللّه الحسين المظلوم عليه السّلام أسوة برسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فقد وقع لحضرته الشريفة من الهتك و الإهانة من عسكر يزيد بن معاوية في واقعة الحرّة ما هو مشهور و في

--> ( 1 ) . روضات الجنات ، ج 4 ، ص 405 - 406